عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
724
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
طهران در عشر اول شوال المكرم 1322 ، مظفر الدين [ شاه ] درد پا و دستش موافق معمول عود كرده ، چنان كه در روز عيد فطر هم سلام ننشست و از هميشه دردش بيشتر است چنان كه در روز سوم ماه هيچ در عمارت گلستان را كه بيرونى شاه است باز ننمودند و شاه در بيرون خوابيده و زنها پيش او مىباشند . عين الدوله صدر اعظم هم مىگويند از راه اندرون پيش شاه رفته [ است ] . انگليس و ايران « 1 » [ . . . . . . . . . . . . . . ] طهران در ماه رمضان المبارك ، به توسط شاهزاده عين الدوله صدر اعظم ، لقب ملك المورخين را شاه به اين بنده داد . طهران به جهت قطع مرسوم و مواجب نوكر و بعضى خيالات فاسده عين الدوله صدر اعظم كه در امور دارد و امساله جمعى از خانوادههاى اصيل بىنان ماندهاند و به كلى نوكر از ترقى و فايده مأيوس است و شاه به جهت ميل صدر اعظم به احدى چيزى نمىدهد ، مگر به چند نفر نوكر تبريزى « 2 » خود و نيز خيال دارد تمبر دولتى دائر نمايد كه راه دخل علما مسدود شود و يك دو نفر علما را با خود شريك ساخته . در عشر سوم شوال 1322 ، ما بين دولت و علما نزاع باطنى برپا شد و علما پيغامهاى سخت به شاه دادند كه بايد عين الدوله از صدارت معزول شود و الّا هيچ كدام از ما به امور شرعيه رسيدگى نمىكند و نتيجهء اين [ امر ] بلواست و خطر از براى دولت دارد . شاه و صدر اعظم ترس كردند و چندين روز در اطراف ارگ سرباز قرار دادند و فشنگ به
--> ( 1 ) . در متن فقط عنوان اين فصل نوشته شده است ولى مطلبى ذكر نشده . ( 2 ) . منظور كسانى است كه در تبريز ، در خدمت وليعهد بودند و سالها انتظار سلطنت مظفر الدين شاه را مىكشيدند تا به نان و آبى برسند .